غیرت

 

 


روزی زنی نزد قاضی شکایت کرد که پانصد مثقال طلا از شوهرم طلب دارم و او به من نمی دهد . قاضی شوهر را احضار کرد و او طلب خود را انکار نمود . قاضی از زن پرسید : آیا بر گفته خود شاهدی داری ؟ زن گفت : آری ، آن دو مرد شاهدند .


 

قاضی از شاهدان پرسید : گواهی دهید زنی که مقابل شماست پانصد مثقال از شوهرش که این مرد است طلب دارد و او نپرداخته است . شاهدان گفتند : بهتر است این زن نقاب مقابل صورت خود را عقب بزند تا ما لحظه ای وی را درست بشناسیم که او همان زن است ، تا آنگاه گواهی دهیم .

 

چون این زن سخن را شنید برخود لرزید و شوهرش فریاد برآورد چه گفتید ؟ برای پانصد مثقال طلا ، همسر من چهره اش را به شما نشان دهد ؟ هرگز . من پانصد مثقال خواهم داد و رضایت نمی دهم که چهره ی همسرم در حضور دو مرد بیگانه نمایان شود . چون زن آن جوانمردی و غیرت را از شوهر خود مشاهده کرد از شکایت خود چشم پوشید و آن مبلغ را به شوهر بخشید .

چه خوب بود آن مرد باغیرت ، امروز جامعه ما را هم می دید که زنان نه برای پانصد مثقال و نه حتی یک مثقال نقره ؛ چگونه رخ و ساق به همگان نشان می دهند و شوهران و پدران و برادرانشان نیز هم عقیده ی آن هایند و در کنارشان به رفتار آنان مباهات می کنند  . . .

 

 

 

 

 

نظر تو چیه ؟؟؟




موضوعات مرتبط: عکس ، ،
برچسب‌ها: غیرت ,

تاريخ : شنبه 29 مهر 1391 | 22:17 | نویسنده : یالثارات الحسین |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.