مهدیا منتظرانت همه در تاب و تبند

همه ی اهل جهان ، جمله گرفتار شبند

چو بیایی غم و ظلمت برود از عالم 

شاد گردد دل آنان که گرفتار غمند . . .


ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد 

ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت

ویرانه دل ماست که هر جمعه به یادت

صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت. . .

بقیه در ادامه مطلب


یکی از جمعه ها جان خواهد آمد

به درد عشق ، درمان خواهد آمد

غبار از خانه های دل بگیرید 

که بر این خانه مهمان خواهد آمد . . .


آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد 

شاید دعای مادرت زهرا بگیرد

آقا بیا تا با ظهور چشم هایت

این چشم های ما کمی تقوا بگیرد . . .


عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود

عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود

شرط می بندم زمانی که نه دور است ونه دیر

مهربانی حاکم کل مناطق می شود



تاريخ : جمعه 14 مهر 1391 | 21:58 | نویسنده : amiralmoomenin | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید