ما عروسک های خیمه شب بازی نبودیم . ما را در شبی تاریک به بهانه نمایش بردند و بزک کردند و یادمان دادند که چگونه خودمان را بیاراییم و در صحنه ی نمایش خود را نشان دهیم . وقتی خوب سرگرم نمایش شدیم ؛ رهایمان کردند و فراموش کردیم که در صحنه ی نمایش بودیم گمان کردیم که مشغول زندگی خود بودیم و اینگونه پس از نمایش یادمان رفت که " حجابی " داشتیم . یادمان رفت که " انسانیم " و عریانی با فطرت انسانی ما منافات دارد . یادمان رفت که " معصومیتی " داشتیم که برباد رفته است 
حتی
چادر به خاک و خون کشیده دختر پیغمبر مان را فراموش کردیم ؛
پیامبری که برای ما حجاب و عفاف را به ارمغان آورد .
تاريخ : شنبه 29 مهر 1391 | 22:12 | نویسنده : amiralmoomenin |
ارسال نظر(0)